آخرالزمان شده است

نظر:
ناشناس گفت...

سلام مطالب زیادی در وبلاگستان در این ارتباط نوشته شده پست شما اما تحلیلی است که من اگر وبلاگی می داشتم بیش و کم همین را منتشر میکردم

Sibil گفت...

Takbir! Maa az shomaa hemayat mikoneem!

ناشناس گفت...

Merc az toozhih Shenzar jan.

ناشناس گفت...

اینها فایده نداره احسان جان. دیوار حاشا بلنده ولی از همون اول معلوم بود شما طرفدار رییس جمهور مهر ورز هستید. زیرش نزن برادر
:)

ناشناس گفت...

راستی بالایی من بودم
بایرامعلی

Nazy گفت...

Salam Ehsan Jan: I never thought you support the guy. I am in total agreement with you. I hate it when I'm in total agreement, as I have nothing to say, other than that I'm in total agreement with you! I wrote about the feeling you talk about in an article in January. I call it a constant state of schezophrenia for Iranians, where part of us is indignant and angry at the accusations, and another part of us knows about the shortcomings, the duplicity, and the indefensible rhetoric, so we never know how to react. The thing that really wears me out additionally, is that for Iranians abroad who follow the news, we are a lot more worried about the situation than Iranians inside Iran who are kept from knowing the extent of the dangers looming. Under the circumstances, the question becomes whether we are "choob-e-do-sar-tala," or "choob-e-do-sar-gohi?"

احسان الف گفت...

توسکا جان: خوشحالم که اولین کامنت شما در این وبلاگ ابراز موافقت بوده است. کاشکی یکی دو جمله از کم و بیشش هم می‌نوشتید.
نازلی جان، از موافقت شما هم خوشحالم. فقط بالاغیرتن برای ما تکبیر نفرست. ضمنن گفتی "ما از شما حمایت می‌کنیم"، این "ما" یعنی تو و چه کسانی لطفن؟
بایرام جان،‌ گاراگاه بازی در نیار قارداش.
نازی عزیز،‌ نتیجه گیری‌ات را در کل قبول دارم. فقط یک نکته هست که می‌خواهم اضافه کنم: هم ما و هم ایرانیان درون کشور همواره تحت بمباران تبلیغاتی ماشین‌های تبلیغ غولآسایی هستیم کنترلشان را از ما بهتران در اختیار دارند. ماشین تبلیغات در ایران این روزها به مردم القا می‌کند که "آسوده بخوابید،‌ شهر در امن و امان است". اما در اینجا ضرورت‌های سیاسی و اقتصادی روز ایجاب می‌کند که به مردم تلقین کنند کر بر سر هر کوچه یک تروریست در کمین است که به کمرش یک بمب اتمی شش تـُنی بسته که ایران به او داده است (بی‌ربط: یاد آن ترانه انقلابی قدیمی افتادم "سر کوچه کمینه فدایی پرکینه / امریکایی بیرون شو ...). تفاوت جهت‌گیری‌های ماشین‌های تبلیغاتی در دو سوی معرکه،‌ نتیجه‌اش البته این است که ما بیشتر نگران باشیم و آن‌ها کمتر.

ناشناس گفت...

احسان جان من در مورد نقش رییس جمهور کمی حرف دارم به قول یاسر کراچیان در خط قرمز خیلی از مسایل در کنار هم سیاست ایران را تعیین می کنند و نه فقط قانون اساسی
مقایسه وضعیت ایران در جهان در دوره خاتمی با الان تنها گوشه ای از عملکرد متفاوت دو رییس جمهور و بازخوردهای جهانی پی امد ان است. البته از این نوشته کوتاه لطفا نتیجه گیری نکنید که من از ان خاتمی چی های دو اتشه هستم!