آقا رسیدن بخیر. آدم وقتی از ایران برمیگرده خونش تازه احساس آرامش میکنه کمی. البته این سفر اونقدر خستگی داره که مثل اینکه رفته کوه کنده. راستی وقتی میری بوشهر به استادای قدیمی هم سر میزنی؟
امیرجان، اتفاقن من هنوز برنگشته دلم برای ایران تنگ شده. زندگی اونجا هیجانش یه جورایی بیشتره. همه هم دور هم هستن و مجبور نیستن تنهایی سر کنن. فقط کاشکی مردم یاد میگرفتن که کمتر پای همدیگه رو لگد کنن.
بابا اینجا آدم دلش برای کمی استرس تنگ میشه! نه کسی توی زندگی آدم دخالت میکنه، نه کسی با آدم متلک میگه، هیچ خبری نیست. حتی فروشنده ها هم سرتو کلاه نمیذارن
آقا رسیدن بخیر. آدم وقتی از ایران برمیگرده خونش تازه احساس آرامش میکنه کمی. البته این سفر اونقدر خستگی داره که مثل اینکه رفته کوه کنده. راستی وقتی میری بوشهر به استادای قدیمی هم سر میزنی؟
امیرجان، اتفاقن من هنوز برنگشته دلم برای ایران تنگ شده. زندگی اونجا هیجانش یه جورایی بیشتره. همه هم دور هم هستن و مجبور نیستن تنهایی سر کنن. فقط کاشکی مردم یاد میگرفتن که کمتر پای همدیگه رو لگد کنن.
بابا اینجا آدم دلش برای کمی استرس تنگ میشه! نه کسی توی زندگی آدم دخالت میکنه، نه کسی با آدم متلک میگه، هیچ خبری نیست. حتی فروشنده ها هم سرتو کلاه نمیذارن
تو بگو