ببین جعفرآقا / منم جای تو بودم باور نمی کردم که کسی حاضر باشه دوباره همه ی اون مصیبت ها را تکرار کند / نشونیش هم همین که بعداز این همه نشسته عکس و مدرک تماشا می کنه / و به قول تو تنهایی ش عمیقه / اگر خیلی دوستش داری / بهش بگو یک روز باید بره بیمارستان / کون پاره اش را عمل کنه / و بیاد توی خیابون زندگی کنه / کاری که خیلی ها با مصیبت های بیشتر از این آقا محمود، کرده اند / زندگی! / این دنیای مادر ... نه به داستان، نه به سابقه و نه به اشک، به هیچ چیز اعتنا نداره / فقط یک گردن راست باید داشته باشی / یک بازوی کلفت / و جیبی که خالی نباشه / و راه بری / زندگی کنی / حتی اگر زیر لباس هات یک کون پاره و یک جیگر خسته داشته باشی / یا علی، بلند شو داداش!
علی جان، کسی زمین نخورده که بخواهد بلند شود. سعی من این بود نشان دهم علارغم جور روزگار چطور محمود و آدمهای مثل او همچنان سر پا هستند و گردنشان هم راست است.
ببین جعفرآقا / منم جای تو بودم باور نمی کردم که کسی حاضر باشه دوباره همه ی اون مصیبت ها را تکرار کند / نشونیش هم همین که بعداز این همه نشسته عکس و مدرک تماشا می کنه / و به قول تو تنهایی ش عمیقه / اگر خیلی دوستش داری / بهش بگو یک روز باید بره بیمارستان / کون پاره اش را عمل کنه / و بیاد توی خیابون زندگی کنه / کاری که خیلی ها با مصیبت های بیشتر از این آقا محمود، کرده اند / زندگی! / این دنیای مادر ... نه به داستان، نه به سابقه و نه به اشک، به هیچ چیز اعتنا نداره / فقط یک گردن راست باید داشته باشی / یک بازوی کلفت / و جیبی که خالی نباشه / و راه بری / زندگی کنی / حتی اگر زیر لباس هات یک کون پاره و یک جیگر خسته داشته باشی / یا علی، بلند شو داداش!
علی جان، کسی زمین نخورده که بخواهد بلند شود. سعی من این بود نشان دهم علارغم جور روزگار چطور محمود و آدمهای مثل او همچنان سر پا هستند و گردنشان هم راست است.
تو بگو